محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

543

تاريخ الطبرى ( فارسي )

و انگشتر خويش را بمكيد كه زهر در آن بود و گفت : « به دست خودم نه به دست عمرو » و اين مثل شد آنگاه عمرو پيش آمد و با شمشير بزد و او را بكشت و از شهر غنيمت گرفت و به عراق بازگشت . پس از جذيمه ، پادشاهى به خواهرزاده اش عمرو بن عدى رسيد و او نخستين كس بود كه حيره را مقر شاهان عرب كرد و نخستين كس از شاهان عربى عراق بود كه مردم حيره در كتب خويش از او به بزرگى ياد كردند ، و شاهان بنى نصر نسب از او دارند . عمرو بن عدى پادشاهى كرد تا عمرش به يكصد و بيست سال رسيد و در اين روزگار دراز پادشاهى مستقل و مستبد بود ، جنگها كرد و غنيمتها گرفت و كسان پيش وى آمدند و با ملوك الطوائف سر و كارى نداشت ، آنها نيز كارى با او نداشتند تا اردشير پسر بابك با پارسيان بيامد . اين سخن دربارهء جذيمه و خواهرزاده اش عمرو بن عدى بگفتيم از آن رو كه پيش از اين دربارهء شاهان يمن گفته‌ايم كه ملكشان نظام نداشت و هر كه سالارى يافت بر ولايت خويش بود و از آن بيش نبود و اگر كسى از آنها سر برداشت و از محل خويش تجاوز كرد و از ولايت خويش دور تر رفت اگر چه مسافتى دراز پيمود نه از اين رو بود كه او يا پدرانش در آنجا پادشاهى مستقر داشته بودند بلكه چون بعضى رهزنان سرگردان بودند كه به غافلگيرى مردم از ناحيه اى به ناحيه اى هجوم مىبردند و چون تعقيب مىشدند ثبات نداشتند ، كار پادشاهان يمن چنين بود و گاه و بيگاه يكيشان از ولايت خويش برون مىشد و غنيمت مىگرفت و چون بيم تعاقب مىرفت به جاى خويش باز مىشد و هيچكس به جز مردم ولايت وى مطعيش نبود و خراج نمىداد تا به روزگار عمرو بن عدى خواهر زاده جذيمه كه از او سخن آورديم و او و فرزندانش چنان كه گفتيم در نواحى عراق و صحراى حجاز عرب از جانب شاهان پارسى پادشاهى داشتند و كار عربان قلمرو خويش را سامان مىدادند تا پرويز پسر